Shakiba Darikvand
۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
روایت شکیبا دریکوند (مادر میکائیل میردورقی)
او که پس از شنیدن صدای موشک در ترافیک شهر میناب ماشین را رها کرده و با پای پیاده سراسیمه به سمت مدرسه میدوید، میگوید: «آقایی آمد جلو و گفت همه بچهها زیر آوار مردهاند. همانجا پاهایم بیحس شد و افتادم. یک نفر نبود دستم را بگیرد.» شکیبا سرانجام در ساعت هفت عصر، پیکر پسرش را در کامیونهای یخچالدار در حالی شناسایی کرد که با صورتی خونی، همچنان کولهپشتی مدرسهاش را در بغل فشرده بود و با دیدن این صحنه از هوش رفت.
در یادبود
تمام فرشتگان میناب